تبليغاتX
ایران آینده
محلی برای گمانه زنی پیرامون آینده ی ایران اسلامی

بسمه تعالی

در آخرین مطلبی که در این  وبلاگ منتشر نموده بودم در مورد خبری که در در این آدرس پیرامون تحریف بیانات امام امت منتشر شده بود صحبت کردم. خوشبختانه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت امام (ره) در جوابیه ای مفصل که برای رجانیوز ارسال داشته اند به این شبهه پاسخ داده و صوت سخنرانی را منتشر نموده و مشخص گردید که اشکال از ویرایش اولیه صحیفه نور بوده است و نه ویرایش صحیفه امام.

خوب الحمدلله که اینگونه بوده است و تحریفی اتفاق نیافتاده است.

بدینوسیله از موسسه و شخص آقای انصاری عذرخواهی نموده و برایشان آرزوی توفیق الهی دارم.

نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 15:46 | لینک  | 

 

بسمه تعالی

انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 1357 تاکنون موضوع بحث و تحلیل‌های گوناگون از سوی متفکرین اجتماعی قرار گرفته و تحلیل‌های مختلفی از چگونگی وقوع، عوامل و ریشه‌های آن ارائه‌ شده است.

آنچه در این میان از اهمیت بسزایی برخوردار است، نوع تحلیل نیروهای انقلاب از این واقعه‌ی عظیم است؛ چرا که نوع تحلیل از ریشه‌ها و عوامل انقلاب اسلامی تاثیر مستقیمي در راهبردهای اتخاذ شده از سوی نیروهای انقلاب در مسیر اداره‌ی امور نظام خواهد داشت.

کلان‌ترین نوع تحلیل از انقلاب اسلامی، تحلیلی‌ است مبتنی بر نوعي نگاه فلسفه‌ی تاریخی. بنا بر این نوع نگاه و همچنین بر اساس میراثی که از معمار کبیر انقلاب به ما رسیده‌است، انقلاب اسلامی ایران جریانی ‌است در امتداد مبارزات تاریخی انبیاء و اولیاء الهی که با بلوغ تاریخی جامعه‌ی شیعیان، هم‌زمان با تکامل دستگاه فقاهت و همچنین حضور اجتماعی علمای انقلابی شیعه و به ‌پشتوانه‌ی مردم پاکباز ایران‌زمین به وقوع پیوسته است؛ حرکتی ریشه‌دار از اعماق تاریخ و آرمان‌خواه و تمامیت‌طلب که مدینه‌ی فاضله‌ی خود را در جامعه‌ی جهانی عدل و عبودیت مهدوی(عج) جستجو می‌كند.

از سوی دیگر و با تمسک به همین نوع از تحلیل فلسفه‌ی تاریخی، به جریانی رقیب بر‌می‌خوریم که در سوی دیگر دنیا و با جهت‌گیری‌اي کاملا متفاوت و با عمری به درازای تاریخ بشری شانه‌ به شانه‌ی جریان الهی تاریخ و با آرمانی کاملا زمینی و مادی در حرکت‌ است. با این تفاوت که بر خلاف تمدّن رقیب، جریان مادی تاریخ توانسته ‌است غلبه‌ی جهانی و استظهار کامل خود را در تمامی عرصه‌های زندگی بشری بدست‌آورد. به‌این معنا که الگو‌های خود را در تمام سطوح فردی، سازمانی و ملی به دورافتاده‌ترین نقاط جهان صادر كرده و قدم به سوی جهانی‌سازی علم، فرهنگ، اقتصاد و سیاست برداشته است و این‌ همه را در لفافه‌ی عبارات زیبا و البته علمی"الگوی توسعه‌" به خورد جامعه‌ی بشری دهد. و صد البته که در صدر برنامه‌های توسعه، "برنامه‌ی توسعه‌ی عوامل انسانی" قرار دارد.

با این تفاسیر انقلاب اسلامی 1357 را می‌بایست آغاز درگیری جدید میان این دو جبهه دانست که مرحله‌ی اول این سطح جدید از درگیری با تشکیل نظام اسلامی (آن‌هم از درون نظام شاهنشاهی که با سرعت و قدرت سعی در رساندن جامعه‌ی ایران به دروازه‌های تمدن بزرگ غربی داشت) و تثبیت این نظام بوسیله‌ی تصویب قانون اساسی (و گذار از بحران‌های امنیتی و جنگ تحمیلی) به‌ پایان رسیده ‌است. تحول بزرگی که نه ‌تنها جهت‌گیری جامعه ‌را کاملا عوض‌ كرد، بلکه تعریف جدیدی از مفاهیم سیاسی – همچون منافع و امنيت ملی- ارائه کرد و حتی موضوعات تازه‌اي مانند ایثار، شهادت، استضعاف، استکبار و عدالت‌خواهی را وارد ادبیات سیاسی جهان ساخت.

اهداف این تحول عظیم نیز به شهادت مصادر امور چیزی نبود مگر عدالت‌خواهی، استقلال‌خواهی و آزادی‌طلبی و احیای ایمان و معنویت و در یک کلمه "تشکیل جامعه‌ی اسلامی". به بیانی دیگر، چشم‌انداز تاریخی انقلاب اسلامي، جهاني‌سازي معنويت، توحيد و بندگي خداي متعال خواهد بود و بر اين اساس انقلاب 1357 هنوز در‌ ابتدای راه است و نه در موضع پیروزی تمام و کمال و نیل به این اهداف متعالی!

حال اولین سوالی که به ذهن متبادر مي‌شود این است: نیل به این اهداف چگونه میسر می‌شود؟

این همان سوالی است که نخبگان جامعه می‌بایست در سال 1357 به آن پاسخ می‌دادند؛ اما این سؤال را مدیران تکنوکرات نظام در دهه دوم انقلاب اسلامی عملا پاسخ دادند و آن چیزی نبود مگر"توسعه". اما سؤال اساسی این است که کدام توسعه؟ توسعه در چه؟ توسعه به کجا؟ و توسعه بر اساس کدام الگو؟

اگر توسعه را تغییر و تکامل تدریجی و همه‌جانبه‌ی جامعه و ساختارهای آن به سمت اهداف آن جامعه بدانیم؛ کاملا طبیعی است که تفاوت در اهداف، لزوما نمایانگر وجود تفاوت در مفهوم، جهت، الگو، اولویت و برنامه‌های توسعه خواهند بود. تفاوت در الگوهای توسعه نیز به نوبه‌ی خود موجبات تفاوت در ساختارهای اجتماعی را به بار می‌آورند و این ساختارهای اجتماعی هستند که به صورت انبوه تولید نیروی انسانی مؤمن انقلابی، بی‌تفاوت و یا لامذهب را به دنبال دارند. بنابراین بسیار ساده‌اندیشانه است که بر اساس الگو و روش‌های توسعه‌ی غربی در پی ساختن جامعه‌ی اسلامی باشیم؛ این مقوله‌ای‌ است که بیش از سه‌دهه مورد غفلت بدنه‌ی کارشناسی نظام اسلامی واقع شده و علی‌رغم هشدارهای مکرر رهبر معظم‌ انقلاب اسلامی (مد ظله) هنوز عده‌ای بر طبل جدایی دانش از ارزش می‌کوبند و به بهانه‌ی احترام به رهاوردهاي تجربه‌ی بشری، سعی در کشاندن نظام در مسیر توسعه‌ی غربی داشته و رویای انحلال آن در اقتصاد جهانی را در سر مي‌پرورانند.

البته در این زمینه نیز می‌بایست متفکرین و علمای مسلمان و انقلابی را مورد نقد قرار داد که چرا هنوز پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی هنوز اندر خم کوچه اول، یعنی اثبات و مفاهمه‌ی ضرورت تبیین الگوی توسعه و پیشرفت اسلامی- ایرانی مانده‌ایم، چه رسد به تبیین و تولید چنین مفهومي؟

رهبر معظم‌ انقلاب اسلامی(مد ظله) به درستی بر این موضوع اصرار دارند و در فرصت‌های مختلف به این موضوع پرداخته‌اند. مثلا برای نمونه: "بحثى كه براى الگوى پيشرفت مي‌كنيم، براى اين نيست كه مى‏خواهيم پيشرفت را شروع كنيم؛ پيشرفت از انقلاب شروع شده، بلكه به اين معناست كه با بحث نظرى و تعريف شفاف و ضابطه‏مند از پيشرفت، قصد داريم يك باور همگانى در درجه‏ى اول در بين نخبگان، بعد در همه‏ى مردم به وجود بيايد كه بدانند دنبال چه هستيم و به كجا مي‌خواهيم برسيم و بخشهاى گوناگون نظام بدانند چه كار بايد بكنند... ما بايد پيشرفت را با الگوى اسلامى - ايرانى پيدا كنيم. اين براى ما حياتى است. چرا ميگوئيم اسلامى و چرا مي‌گوئيم ايرانى؟ اسلامى به خاطر اينكه بر مبانى نظرى و فلسفى اسلام و مبانى انسان‏شناختى اسلام استوار است. چرا مي‌گوئيم ايرانى؟ چون فكر و ابتكار ايرانى، اين را به دست آورده؛ اسلام در اختيار ملتهاى ديگر هم بود. اين ملت ما بوده است كه توانسته است يا ميتواند اين الگو را تهيه و فراهم كند. پس الگوى اسلامى ايرانى است." (25 ارديبهشت 1386- دیدار با دانشجویان مشهد)

این جمله را بار دیگر مرور کنید: "بخشهای گوناگون نظام بدانند چکار باید بکنند."

سؤال بعدی این است که مولفه‌های این توسعه کدامند؟ و باز پاسخ را از زبان ایشان می‌شنویم:

"کشور باید پیشرفت کند؛ پیشرفت در همه‌ی بخشها: پیشرفت در تولید ثروت، پیشرفت در افزایش بهره‌وری، پیشرفت در عزم و اراده‌ی ملی، پیشرفت در اتحاد ملی و نزدیکی قشرهای مختلف به یکدیگر، پیشرفت در دستاوردهای علم و فناوری، پیشرفت در اخلاق و در معنویت، پیشرفت در کم کردن فاصله‌ی طبقاتی، در رفاه عمومی، در انضباط اجتماعی، در بوجود آمدن وجدان کاری در یکایک آحاد ما مردم، پیشرفت در امنیت اخلاقی، پیشرفت در آگاهی و رشد سیاسی، پیشرفت در اعتمادبه‌نفس ملی. پیشرفت در همه‌ی این زمینه‌ها لازم است؛ اما همه‌ی این پیشرفتها باید در سایه‌ی عدالت و در کنار تأمین عدالت باشد. (1 فروردين 1387- بیانات در صحن جامع رضوی)"

"آنچه كه ما در تحول، تحولى كه با پيشرفت همراه است، مورد نظرمان است؛ مبارزه‏ى با فقر، تبعيض، بيمارى، جهل، با ناامنى، بى‏قانونى، مديريتها را به سطح علمى‏تر ارتقاء دادن، رفتار شهروندان را به سطوح منضبط ارتقاء دادن، رشد امنيت، رشد ثروت ملى، رشد علم، رشد اقتدار ملى، رشد اخلاق و رشد عزت ملى است؛ همه‏ى اينها در اين تحول و پيشرفت، به معناى صحيح دخالت دارند و ما اينها را پايه‏هاى اصلى مى‏دانيم. در كنار اينها، عشق به معنويت و ارتباط با خدا، مهمترين عاملى است كه پيشرفت يك ملت را به معناى واقعى خودش تضمين مى‏كند. ( بيانات در ديدار دانشگاهیان استان سمنان- 18 آذر 85)"

سوال بعدی این است که محور توسعه چیست و بخش اساسی که باید بر آن همت گماشت کدام است؟ این همان سؤالی است که ما را به فلسفه‌ی آموزش و پرورش می‌رساند. بدیهی ‌است که محور توسعه را می‌بایست "توسعه‌ی انسانی" بدانیم. چرا که بار اصلی توسعه را توده‌های انسانی هر جامعه به دوش دارند. نیل به جامعه‌ی اسلامی با توصیفات فوق‌الذکر، آن‌هم در ابعاد جهانی نیازمند مردمانی است شجاع، مستقل، دارای شوق و نشاط، عالم، اهل فكر و تدبیر، داراى ابتكار وخلاقيت، دارای توان مدیریتی، پرهيزگار، پاكدامن، اهل توسل و توکل و تضرع، نظم‏پذير، قانون‏پذير، اهل اقدامهاى بزرگ، آرمان‌خواه، عدالت‌طلب و بسیاری خصوصیات روحی، فکری و رفتاری دیگر.

این نوع انسان‌ها بناست چگونه شکل بگیرند؟ فرآیند تربیت چنین انسان‌هایی آن‌هم در ابعاد انبوه چیست؟ پاسخ به این سؤال دو قسمت دارد:

1. طراحی و تنظیم ساختارهای اجتماعی بر اساس مؤلفه‌های انسانی فوق‌الذکر

2. طراحی نظام آموزش و پرورش جامعه- همراه با ارتباطات درونی و بیرونی آن- به نحو متناسب

به‌اقتضای عنوان بحث به موضوع اول نمی‌پردازیم. اما در مورد موضوع دوم چه‌می‌توان گفت؟

اولین فعالیت اساسی در این زمینه تبیین فلسفه‌ی آموزش و پرورش است. باید برای ما مشخص شود که خروجی مورد انتظار ما از نظام آموزش و پرورش چگونه انسانی‌است؟ باید تعریف کرد که انسان مطلوب ما دارای چه مشخصات روحی، فکری، علمی و رفتاری باید باشد. شاخصه‌های سنجش هرکدام چیست؟ اولویت‌های آن‌ها کدام است؟ ارتباط و تاثیر و تاثر هرکدام از خصوصیات با دیگر خصوصیات چگونه است؟ آنچه در مجموع دراین زمینه می‌توان گفت این‌ است که ما به‌دنبال انسان‌هایی هستیم مهذّب، عالم و انقلابی. همانطور هم که رهبر انقلاب در دیدار معلمان استان فارس (12 ارديبهشت1387) بیان فرمودند، هدف تربیت انسان‌هایی کارآمد برای جامعه است؛ سوای از اینکه این افراد دارای چه شغلي و يا چه سطحی از تحصیلات دانشگاهی و یا کمتر باشند.

دومین نوع فعالیت را باید طراحی فرایندی دانست که دانش‌اموز در طول دوره‌ی آموزش خود طی می‌کند. و به تبع آن ساختار مورد نیاز برای نهاد آموزش و پرورش. می‌بایست مشخص گردد برای رسیدن به آن انسان مورد نظر؛ چه آموزش‌هایی، در چه زمانی و در چه‌قالبی می‌بایست به دانش‌اموز منتقل گردد؟

چه مفاهیمی از کدام رشته‌ی علوم و با کدام ترکیب در کتب درسی گنجانده شود؟ طول دوره‌ی تحصیل و طول هر کدام از مقاطع چقدر باشد؟ مدل تشکیل گروه دانش‌اموزان با محوریت معلم- که در مدل کنونی آن را کلاس می‌نامیم- چگونه باشد؟ معلم در این نظام چه جایگاهی دارد؟ شاخصه‌های مطلوب برای معلمی در این نظام کدامند شیوه‌ارزشیابی چگونه باشد؟ اساسا آیا در دوره‌‌های مختلف آموزش و پرورش نیازی به ارزشیابی وجود دارد یا خیر؟ و بسیاری سوالات دیگر از این دست که همگی از نوع خرد اما کاملا مبنایی‌اند. و اصلا اگر این حرکت بر مبنای فلسفه‌ی جدید صورت گیرد شاید هیچکدام از سؤالات فوق محلی از اعراب نداشته باشند!

نوع دیگر سولاتی است که برای ما مشخص مي‌كند برای پشتیبانی از این فرآیند چه ساختارهایی در این نهاد باید تعبیه شود که در یک تقسیم کار نظام‌مند، نیازهای کلان این نظام اجتماعی را برای ما تامین كند و حتی کلان‌تر اینکه دیگر نهادها و ساختارهای اجتماعی در این زمینه می‌توانند چه نقشي بر عهده داشته و یا احیانا چه تغییراتی باید در سیاست‌ها و ساختار خود به‌وجود آورند؟

فعالیت دیگر طراحی فرآیندگذار از وضعیت کنونی به وضعیت جدید است؛ فرآیندی که به جهت تغییرات دائمی در جوامع، ساختارهای اجتماعی، فرهنگ‌ها و تبعات ناشی از مدرنیته و همچنین به جهت ارتباط تمامی مقولات اجتماعی به‌یکدیگر مرحله‌‌ای ‌بسیار پیچیده و حساس ‌است. فرایندی دائمی و تکامل‌گرا که بتواند در هر لحظه خود را با تغییرات جدید سازگار سازد.

و نکته‌ی پایانی اینکه به‌دلیل ضرورت هم‌جهت سازی فعالیت‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلند مدت اصلاحی، فرآیندهای کارشناسی ذکر شده با سه رویکرد اساسی می‌بایست صورت گیرند. از آنجا که تولید علم و اندیشه فرآیندی ‌است تابع تکامل اجتماعی و فرهنگی و از سوی دیگر زمان‌بر؛ طبیعی است که آن‌چه در افق کوتاه مدت بیش ‌از هرچیز اهمیت‌ ‌یابد، گزینش صحیح و جهتدار از میان روش‌ها و الگوها و ابزار‌های تمدن رقیب ‌است. گزینشی با دو ملاک حداکثر کارآمدی و حداقل تبعات منفی؛ واضح است که این فرآيند را در میان‌مدت می‌بایست به بومی‌سازی الگوها پیوند زد، به عبارت دیگر تغییر و تطبیق الگوهای وارداتی با فرهنگ و نیازهای بومی و افزایش تدریجی مؤلفه‌های بومی در طول زمان بوسیله‌ی ابتکار و تفکر.

این فرآیند نیز پس از طی زمان مقتضی می‌بایست به تولیدات اصیل اسلامی و بومی پیوند بخورد و ناگفته پیداست که فعالیت سه‌گانه‌ی فوق (تبیین فلسفه، طراحی ساختار و طراحی مسیر گذار) لزوما دارای همزمانی بوده و هر چه از روبنا به زیربنا برویم امکان استفاده از الگوهای غیر بومی برای ما کم‌تر می‌شود.

محمدمهدي سالاري

نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 7:15 | لینک  | 

بسمه تعالی

کانون رهپویان وصال یک مجموعه فرهنگی است که در سال 76 توسط تعدادی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه شیراز با هدف فعالیت فکری و فرهنگی در میان جوانان شیراز آغاز به فعالیت نمود...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 21:20 | لینک  | 

بسمه تعالی

 

خبر انفجار در حسینیه سیدالشهدا رهپویان وصال قلب همه ما را جریحه دار کرد!

اما آنچه بیشتر از آن همه ما را سوخت نافهمی و بی تدبیری و نامردمی مسئولان امنیتی استان بود!...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 16:45 | لینک  | 

بسمه تعالی

عذرخواهی می کنم که خیلی وقت بود مطلبی نداده بودم!( از عمد نمی‌گم آپ، چون رهبری در دیدار اخیر دانشجویان یزد بر اجتناب از واژگان فرنگی تاکید کردند!)

همونطور که وعده داده‌بودم از بحث مسئله‌شناسی و مدل مسئله شناسی جهت شناخت نظام‌مند مشکلات و مسائل نظام جمهوری اسلامی شروع میکنم.

در کوچه و خیابان  از این دست صحبت‌ها زیاد می‌شنویم‌ که:...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 11:19 | لینک  | 

بسمه تعالی

در روزهای گذشته کمی در مورد مهمترین چالش نظام- البته به اعتقاد بنده- یعنی خلا تئوریک صحبت کردیم.

اما امروز نقشه‌ی اون مطالبی رو که می‌خوام بمرور زمان بهشون بپردازم براتون می‌گم و بعد انشاء الله وارد اون موضوعات بشیم.

به نظر من مهمترین چالش‌های نظام که دیگر مشکلات همگی به نحوی مولود آن‌ها هستند عبارتند از:

  1. خلاء تئوریک
  2. ضعف در مدیریت توسعه
  3. ضعف  در فرهنگ عمومی و تخصصی نسبت به انقلاب اسلامی، ریشه‌ها، آینده و اقتضائات آن

من فرض را بر این می‌گذارم که مخاطبین بنده در پیش فرض‌هایی چون پذیرش حکومت اسلامی (ولایت فقیه) ، حداکثری بودن دین مبین اسلام، استمرار مبارزه تا ظهور حجت حق، لزوم تاسیس تمدنی جدید- در کلیت و اجزاء- و کاملا متفاوت از آنچه بشر مدرن می‌اندیشد و ... با من همراه هستند. البته در طول مباحث به‌طور اجمالی به  بررسی  مقولات فوق خواهیم پرداخت.

در ابتدا  منظور خود را از چالش و ضعف بیان خواهم نمود و پس از آن دلائل خود را برای دست گذاشتن بر مشکلات فوق بیان خواهم کرد.

سپس به تفکیک وارد هر کدام از موضوعات خواهم شد و در موردضرورت بررسی، ابعاد، اجزا  و مراحل رفع مشکل صحبت می کنم.

 و انشاءالله در پایان نیز  به بررسی استراتژی جامع مورد نیاز برای رفع چالش‌های فوق و به تبع، کلیه مشکلات می پردازم.

این تذکر نیز لازم است که بررسی هر سه مورد ذکر شده با هم و در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کند.

بنابر این اگر در یک ماتریس سه در سه این سه عنوان را در هم ضرب کنیم یک جدول نه خانه ای بدست می‌آید که به‌خوبی مسائل مورد بررسی مارا  نشان خواهد داد. بیشترین وقت ما به توصیف و توضیح خانه های جدول زیرخواهد گذشت.

 

 

 

 

خلاء تئوریک

 

 

 

ضعف در مدیریت توسعه

 

ضعف در فرهنگ

 

خلاء تئوریک

خلاء تئوریک  خلاء تئوریک

(خلاء مفاهیم بنیادی)

خلاء تئوریک

مدیریت توسعه

(فقدان الگوی توسعه پایدار هماهنگ)

 

خلاء تئوریک فرهنگی

( فقدان مهندسی فرهنگ)

 

ضعف درمدیریت توسعه

ضعف در مدیریت توسعه تئوریک

(ضعف در مدیریت تحقیقات)

 

 

ضعف در مدیریت  مدیریت توسعه

 

ضعف در مدیریت توسعه فرهنگ

 

ضعف در فرهنگ

ضعف در فرهنگ تحقیقات

(فرهنگ عمومی و تخصصی)

 

 

ضعف در فرهنگ مدیریت توسعه

 

ضعف در فرهنگ فرهنگ

 

همانطور که از رنگ خانه های جدول پیداست، قلب همه چالش‌های فوق مدیریت مدیریت توسعه است که نقطه استراتژیک  برای حل کلیه چالش‌هاست.

نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 17:21 | لینک  | 

بسمه تعالی

علی آقا و فارسی عزیز ممنون که سر می زنید
من فکر کنم گفته بودم که منظورم کلیات نظام سیاسی  و اقتصادی نیست. منظور من اون مدل هائیه که...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 16:42 | لینک  | 

 

 

 

 

بسمه تعالی

از عکس العمل هایی که به مطلب قبلیم " چمران مظلوم" نشان داده شد خیلی تعجب می‌کنم!

خدا رو شکر که دخترش توی همون جلسه آب پاکی رو روی دست همه ریخت و اقرار کرد که پدرش موحد نبوده! ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 16:11 | لینک  | 

 

بسمه تعالی

داشتم وبگردی می کردم که یه اطلاعیه دیدم با این عنوان :

"بزرگداشت مبارزان جهان وطن" با حضور خانواده شهید چمران و فرزندان ارنستو چه گوارا. که قراره در تالارصدرا و سینای شیراز برگزار بشه.

من به مجریان این برنامه خسته نباشید می گم اما خیلی تاسف خوردم. نه بحال مجریان و نه بخاطر برگزاری این برنامه . بلکه به حال و روز خودمون که چرا اینقدر کار نکردیم که مجبور بشیم چه گوارای ملحد رو بزاریم کنار چمران (رحمت الله علیه).

وگرنه بینک بین الله کاری که ...

مطلب مرتبط: ما معتقدیم هر چه ای چمران نیست


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 16:30 | لینک  | 

بسمه تعالی

در اولین یادداشت این وبلاگ گفته بودم که مهمترین معضل نظام جمهوری اسلامی فقر تئوریکه. اما آیا تابحال هیچ فکر کردید که این خلاء تئوریک شامل چه چیزهاییه؟ بعبارت دیگر گستره اون در چه حده؟

جواب تنها یک جمله است:...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی سالاری در ساعت 21:41 | لینک  |